تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

داستان عشق مبین و نازی قسمت اول

    امروز ساعت 1.15 دقیقه شب روز 16بهمن 93 است،روزی که عشقم ن برای همیشه باهام بدون هیچ دلیل و سرلج بازی بای کرد، ن که جونمو هم براش میدادم.

    من 16سال داشتم و اونم 16سال آره بچه بودیم ولی عاشق واقعی اما سرلجبازی زندگیم برباد رفت...

    داستان از اون جایی شروع میشه که من در تاریخ 20 آذر با ن آشنا شدم تو اینستا اوایل بهش توجه میکردم

    اما رو نداشتم بگم بهش مال من شو عشق من شو پس هی بیخیال میشدم روز27ام بود،صبح از خواب

    بیدارشدم و باهاش شروع به چت کردن کردم بهش گفتم



    بقیه این داستان عاشقانه واقعی را در ادامه مطلب بخوانید . .


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 8 مهر 1394 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز شنبه 29 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :160146
  • بازدید امروز :68746
  • بازدید داخلی :3904
  • کاربران حاضر :112
  • رباتهای جستجوگر:287
  • همه حاضرین :399

تگ های برتر